ترجمه "fixer" به فارسی
فیکساتور, (تداعی منفی) کار چاق کن, (خودمانی) دست فروش مواد مخدر (و ممنوع) بهترین ترجمه های "fixer" به فارسی هستند.
fixer
noun
دستور زبان
Agent noun of fix; one who, or that which, fixes. [..]
-
فیکساتور
chemical used in photographic development
-
(تداعی منفی) کار چاق کن
-
(خودمانی) دست فروش مواد مخدر (و ممنوع)
-
ترجمه های کمتر
- دلال در رشوه خواری یا پارتی بازی وغیره
- دلاله (که کارش یافتن همسر برای دیگران است)
- شخص یا چیزی که درست یا ثابت یا ایستا می کند (رجوع شود به fix)
- همسر یاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fixer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن