ترجمه "flabbiness" به فارسی
سستی, شلی, نرمی بهترین ترجمه های "flabbiness" به فارسی هستند.
flabbiness
noun
دستور زبان
The characteristic or quality of being flabby [..]
-
سستی
He was so cocksure and so satisfied with the general flabbiness of the French that suddenly it occurred to
او چنان اطمینانی به سستی و بیرگی همگانی داشت و چنان از آن راضی بود
-
شلی
-
نرمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flabbiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flabbiness" با ترجمه به فارسی
-
(در مورد گوشت و عضله مثلا غبغب) نرم و شل · بی حال · سست · شل · شل و آویخته · شل و ول · ناتوان · کم زور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن