ترجمه "flaccid" به فارسی

ناتوان, سست, ضعیف بهترین ترجمه های "flaccid" به فارسی هستند.

flaccid adjective دستور زبان

Soft; floppy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناتوان

    a person feels. words are flaccid

    کلمات در بيان احساسات شخصي ناتوان هستند

  • سست

  • ضعیف

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • (در مورد عضله و گوشت بدن) شل و چین خورده
    • شل و آویزان
    • کم زور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flaccid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "flaccid" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flaccid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه