ترجمه "flabby" به فارسی

سست, شل, ناتوان بهترین ترجمه های "flabby" به فارسی هستند.

flabby adjective دستور زبان

Yielding to the touch, and easily moved or shaken; hanging loose by its own weight; wanting firmness; flaccid; as, flabby flesh. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سست

    yielding to the touch

  • شل

    adjective noun

    yielding to the touch

    His cheeks, which were so flabby that they looked heavier below, were twitching violently;

    عضلات گونهاش سخت جستن میکرد و وقتی فرو میافتاد شل و آویخته میشد و فربهتر به نظر میرسید.

  • ناتوان

  • ترجمه های کمتر

    • (در مورد گوشت و عضله مثلا غبغب) نرم و شل
    • بی حال
    • شل و آویخته
    • شل و ول
    • کم زور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flabby " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "flabby" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flabby" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه