ترجمه "flamy" به فارسی

مشتعل, زبانه کش, شعله مانند بهترین ترجمه های "flamy" به فارسی هستند.

flamy adjective دستور زبان

flaming, blazing [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشتعل

  • زبانه کش

  • شعله مانند

  • شعله ور

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flamy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "flamy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه