ترجمه "flea" به فارسی
کک, کیک, شپش بهترین ترجمه های "flea" به فارسی هستند.
A small, wingless, parasitic insect of the order Siphonaptera, renowned for its bloodsucking habits and jumping abilities. [..]
-
کک
nounparasitic insect
I should stick to it like a flea to a fleece for my own sake.
به خاطر خودم هم که شده مثل کک به پشم به آن میچسبم.
-
کیک
nounparasitic insect
No great and enduring volume can ever be written on the flea
هرگز نمیتوان کتاب بزرگ و پایداری درباره کیک نوشت،
-
شپش
nounWho are you calling a flea?
به کی گفتی شپش
-
ترجمه های کمتر
- کنه
- (حشره شناسی) کک (انواع حشرات راسته ی Siphonaptera که پهن و بی بال و خونخوار هستند)
- رجوع شود به flea beetle
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flea " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Flea (musician)
"Flea" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Flea در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "flea"
عباراتی شبیه به "flea" با ترجمه به فارسی
-
بازار کهنه فروش ها (معمولا در هوای آزاد و هرچند وقت یک بار) · بنجل بازار
-
(جانورشناسی) کک آبی (انواع آبشش پایان راسته ی Cladocera به ویژه جنس Daphnia)
-
رجوع شود به chigoe · رجوع شود به sand hopper
-
ككها · لولهبالان · لولهبالیان · نهانبالیان · کک
-
رجوع شود به sand hopper
-
(اسب) مگسی · (محل) پر از کک · (مسافرخانه و غیره) بد و ارزان قیمت · لکنته · کک زده · کک گزیده
-
(سیرک که در آن حشرات هم به نمایش گذاشته می شوند) سیرک ککی
-
(حشره شناسی) سوسک ککی (از تیره ی Chrysomelidae که از برگ و ساقه ی گیاه تغذیه می کنند) · کک نباتی