ترجمه "flay" به فارسی
نکوهیدن, چاپیدن, (از حیوان) پوست کندن بهترین ترجمه های "flay" به فارسی هستند.
flay
verb
noun
دستور زبان
to lash [..]
-
نکوهیدن
-
چاپیدن
-
(از حیوان) پوست کندن
-
ترجمه های کمتر
- (سخت) نکوهش کردن
- به باد انتقاد گرفتن
- تنبیه کردن
- لخت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flay " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن