ترجمه "flaxseed" به فارسی
تخم برزك, بزرک, بذر کتان روغنی بهترین ترجمه های "flaxseed" به فارسی هستند.
flaxseed
noun
دستور زبان
The seed of the flax plant; a source of linseed oil [..]
-
تخم برزك
-
بزرک
noun -
بذر کتان روغنی
-
ترجمه های کمتر
- تخم بزرگ
- روغن بزرک
- روغن کتان (linseed هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flaxseed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flaxseed" با ترجمه به فارسی
-
روغن بذر کتان · روغن بزرک · روغن تخم برزك
اضافه کردن مثال
اضافه کردن