ترجمه "flax" به فارسی

کتان, وش, الیاف کتان بهترین ترجمه های "flax" به فارسی هستند.

flax noun دستور زبان

A plant of the genus Linum , especially Latin usitatissimum, which has a single, slender stalk, about a foot and a half high, with blue flowers. Also known as linseed, especially when referring to the seeds. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کتان

    noun

    the fibers [..]

    Here it is the vine, elsewhere the apple tree for cider, there colza, farther on cheeses and flax.

    اینجا موستان، آنجا درختان سیب برای شراب، آنسوتر پنیرهای مختلف و شاه دانه برای کتان.

  • وش

    Suffix noun

    plant

  • الیاف کتان

  • ترجمه های کمتر

    • (عامیانه) انواع گیاهان شبیه به کتان و بزرک
    • (گیاه شناسی) بزرک (انواع گیاهان جنس Linumاز خانواده ی flax به ویژه Linum uisitatissimum که گل های آبی می دهد و از دانه های آن روغن بزرک می گیرند)
    • (گیاه شناسی) کتان (تیره ی Linaceae و راسته ی Linales - از گیاهان دو لپه ای)
    • الیاف کتان (که ازآن پارچه ی کتانی و غیره می سازند)
    • پارچه کتان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flax " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Flax
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرک

تصاویر با "flax"

عباراتی شبیه به "flax" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flax" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه