ترجمه "flaying" به فارسی

سلاخیکردن ترجمه "flaying" به فارسی است.

flaying noun verb دستور زبان

Present participle of flay. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلاخیکردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flaying " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "flaying" با ترجمه به فارسی

  • (از حیوان) پوست کندن · (سخت) نکوهش کردن · به باد انتقاد گرفتن · تنبیه کردن · لخت کردن · نکوهیدن · چاپیدن
  • (از حیوان) پوست کندن · (سخت) نکوهش کردن · به باد انتقاد گرفتن · تنبیه کردن · لخت کردن · نکوهیدن · چاپیدن
اضافه کردن

ترجمه های "flaying" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه