ترجمه "flintiness" به فارسی
سنگدلی, سختی بهترین ترجمه های "flintiness" به فارسی هستند.
flintiness
noun
دستور زبان
The state or condition of being flinty. [..]
-
سنگدلی
-
سختی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flintiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flintiness" با ترجمه به فارسی
-
ساخته شده از سنگ آتشزنه · سخت · مرودار · چخماق مانند · چخماقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن