ترجمه "flitting" به فارسی

کوچ کردن ترجمه "flitting" به فارسی است.

flitting noun verb دستور زبان

Present participle of flit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوچ کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flitting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "flitting" با ترجمه به فارسی

  • (اسکاتلند و شمال انگلستان) یواشکی تغییر مکان دادن · (امریکا - خودمانی) همجنس باز (مرد) · (انگلیس - عامیانه) غفلتا رفتن (به ویژه برای فرار ازطلبکاران) · (به آسانی و سرعت) پرواز کردن · (به سرعت و آسانی) عبور کردن · بال زدن · به اهتزاز درآمدن · تند گذشتن · تندپروازی · جا عوض کردن · جنبش (تند) · جیم شدن · حرکت تند · نقل مکان کردن · گذشتن
اضافه کردن

ترجمه های "flitting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه