ترجمه "flit" به فارسی
گذشتن, تندپروازی, (اسکاتلند و شمال انگلستان) یواشکی تغییر مکان دادن بهترین ترجمه های "flit" به فارسی هستند.
flit
adjective
verb
noun
دستور زبان
A fluttering or darting movement. [..]
-
گذشتن
verb -
تندپروازی
-
(اسکاتلند و شمال انگلستان) یواشکی تغییر مکان دادن
-
ترجمه های کمتر
- (امریکا - خودمانی) همجنس باز (مرد)
- (انگلیس - عامیانه) غفلتا رفتن (به ویژه برای فرار ازطلبکاران)
- (به آسانی و سرعت) پرواز کردن
- (به سرعت و آسانی) عبور کردن
- بال زدن
- به اهتزاز درآمدن
- تند گذشتن
- جا عوض کردن
- جنبش (تند)
- جیم شدن
- حرکت تند
- نقل مکان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن