ترجمه "flitter" به فارسی
لرزیدن, آنچه که تند عبور می کند (رجوع شود به flit), به هدف خوردن بهترین ترجمه های "flitter" به فارسی هستند.
flitter
verb
noun
دستور زبان
to move about rapidly and nimbly [..]
-
لرزیدن
verb -
آنچه که تند عبور می کند (رجوع شود به flit)
-
به هدف خوردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به flutter
- پرپر زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flitter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن