ترجمه "flog" به فارسی

تازیانه زدن, شلاق زدن, (انگلیس - خودمانی) فروختن بهترین ترجمه های "flog" به فارسی هستند.

flog verb دستور زبان

(transitive) To whip or scourge someone or something as punishment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تازیانه زدن

    verb
  • شلاق زدن

    verb

    It did not need the medium of a flogging to produce that effect on the master.

    ولی لازم نبود با شلاق زدن، ادگار لینتون را بدان حال درآورد.

  • (انگلیس - خودمانی) فروختن

  • ترجمه های کمتر

    • (با تازیانه یا چوب یا تسمه) زدن (برای تنبیه)
    • انداختن به
    • با چوب زدن
    • زخم زبان زدن
    • شلاق خوردن
    • شکست دادن
    • صابون زدن
    • فلک کردن
    • قالب کردن به
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flog " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "flog" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flog" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه