ترجمه "flogging" به فارسی

شلاق, صدای شلاق بهترین ترجمه های "flogging" به فارسی هستند.

flogging noun verb دستور زبان

Infliction of punishment by dealing blows or whipping. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شلاق

    noun

    With your permission, flogging stragglers has a marked effect on mobility.

    با اجازه شما ، اگه اونایی که عقب می مونن رو شلاق بزنیم ، سریعتر حرکت میکنن.

  • صدای شلاق

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flogging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "flogging" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس - خودمانی) فروختن · (با تازیانه یا چوب یا تسمه) زدن (برای تنبیه) · انداختن به · با چوب زدن · تازیانه زدن · زخم زبان زدن · شلاق خوردن · شلاق زدن · شکست دادن · صابون زدن · فلک کردن · قالب کردن به
اضافه کردن

ترجمه های "flogging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه