ترجمه "flowery" به فارسی

پرگل, پرآذین, پرتصنع بهترین ترجمه های "flowery" به فارسی هستند.

flowery adjective دستور زبان

(not comparable) Pertaining to flowers. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرگل

    children ever, rambling hand in hand through sunshine and among flowery meadows,

    و همیشه کودک میماندیم و دست در دست یکدیگر میگذاشتم و در آفتاب و در علفزارهای پرگل میدویدیم

  • پرآذین

  • پرتصنع

  • ترجمه های کمتر

    • گلبو
    • گلدیس
    • گلسان
    • گلین
    • (سبک ادبی و هنری و سخنگویی و غیره) پر از صنایع ادبی (یا هنری)
    • (پوشیده از گل یا تزیین شده با گل) گل دار
    • دارای طرح گل دار
    • مانند گل
    • وابسته به گل
    • گل آذینی
    • گل و بته دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flowery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "flowery" با ترجمه به فارسی

  • اراستگی باعبارات پرصنعت یاتعارف امیز
اضافه کردن

ترجمه های "flowery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه