ترجمه "flowingly" به فارسی

باسلاست, بطورلبریز, بطورپیوسته بهترین ترجمه های "flowingly" به فارسی هستند.

flowingly adverb دستور زبان

In a flowing manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باسلاست

  • بطورلبریز

  • بطورپیوسته

  • روان

    adjective noun proper
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flowingly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "flowingly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه