ترجمه "fluctuant" به فارسی

مواج, مردد, باموج حرکت کننده بهترین ترجمه های "fluctuant" به فارسی هستند.

fluctuant adjective دستور زبان

That fluctuates, or causes fluctuation [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مواج

  • مردد

    adjective
  • باموج حرکت کننده

  • دل دل کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fluctuant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fluctuant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه