ترجمه "fluctuation" به فارسی

نوسان, تغییر, دودلی بهترین ترجمه های "fluctuation" به فارسی هستند.

fluctuation noun دستور زبان

A motion like that of waves; a moving in this and that direction. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوسان

    Michar Limited isnt easily affected by fluctuations in the market.

    شرکت می کار به این آسانیها دستخوش نوسان قیمتهای بازار نمیشود.

  • تغییر

    noun

    not one that is susceptible to the fluctuating moods of a politician

    نه حرکتی که نسبت به تغییر حالات یک سیاستمدار

  • دودلی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تردید
    • بی ثباتی
    • ترقی وتنزل
    • نوسانات، افت و خیز ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fluctuation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fluctuation
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوسان

    Michar Limited isnt easily affected by fluctuations in the market.

    شرکت می کار به این آسانیها دستخوش نوسان قیمتهای بازار نمیشود.

عباراتی شبیه به "fluctuation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fluctuation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه