ترجمه "fluctuate" به فارسی
نوسان کردن, افت و خیز کردن, بالا و پایین رفتن بهترین ترجمه های "fluctuate" به فارسی هستند.
fluctuate
verb
دستور زبان
(intransitive) To vary irregularly; to swing. [..]
-
نوسان کردن
verbto vary irregularly; to swing
-
افت و خیز کردن
-
بالا و پایین رفتن
-
ترجمه های کمتر
- به نوسان درآوردن
- حرکت موجی داشتن
- دایما در تغییر بودن
- دستخوش افت و خیز کردن
- موج وار حرکت کردن
- نوسان داشتن
- پس و پیش رفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fluctuate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fluctuate" با ترجمه به فارسی
-
نوسانات ادواری
-
نوسان کوانتومی
-
بی ثباتی · تردید · ترقی وتنزل · تغییر · دودلی · نوسان · نوسانات، افت و خیز ها
-
تئوری اتلافات نوسان
-
نو سانات تقاضا
-
نوسان
-
دامنه خطا
-
نوسانات اقتصادي · نوسانات اقتصادی · چرخههای تجاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن