ترجمه "follow" به فارسی
دنبال کردن, پیروی, پالیدن بهترین ترجمه های "follow" به فارسی هستند.
follow
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To go or come after in physical space. [..]
-
دنبال کردن
verbto keep track of [..]
Your heart is free. Have the courage to follow it.
قلب تو آزاد است. فقط شجاعت دنبال کردن آن را داشته باش.
-
پیروی
to go or come after in a sequence
The world follows one golden rule: whoever has the gold makes the rules.
دنیا از یک قانون طلائی پیروی میکند: هر کسی که طلا دارد، قوانین را میسازد.
-
پالیدن
verbto go or come after in physical space
-
ترجمه های کمتر
- تعقیب کردن
- متابعت کردن
- تعقیب
- ردگیری
- فهمیدن
- (با دقت) گوش کردن
- (با علاقه) دنبال کردن
- (دنبال چیزی را) گرفتن
- (شغل و حرفه و غیره) پیش گرفتن
- اجابت کردن
- ادامه دادن یا یافتن
- اطاعت کردن از
- بعد از (چیز دیگری) بودن
- تقلید کردن
- جانبداری کردن
- جانشین (دیگری) شدن
- درک کردن 3
- دنبال روی
- دنبال کسی آمدن یا رفتن
- دنبال گیری
- سرمشق قرار دادن
- طرفداری کردن از
- علاقه نشان دادن 2
- عمل کردن به
- متعاقب بودن
- مشاهده کردن 1
- منتج بودن از
- موافقت کردن
- نتیجه ی چیزی بودن
- پس از دیگری به مقامی رسیدن
- پشت سر کسی رفتن
- پی رفتن
- پیامد (چیزی) بودن
- پیروی کردن از
- پیگیری کردن
- گرویدن 0
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " follow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "follow"
عباراتی شبیه به "follow" با ترجمه به فارسی
-
یشیامزآراک نامز زا دعب ایازم ندرک فوقوم
-
پیگیری
-
(مکانیک) چرخ دنده ی پیرو · تابع · دنباله رو · طرفدار · مرید · مستلزم رکاب · مشایع · مقتدی · هواخواه · هوادار · پسوا · پیرو · پیرو چرخ · پیشخدمت · چرخ دنده ی متحرک · گرونده
-
دنبال کردن، پی کردن، تعاقب کردن
-
انجام دادن · به نتیجه رساندن · تکميل کردن · پی گیری کردن
-
تعقیب
-
(به قرار) ذیل · (دارای مسیری مشابه مسیر کشتی) · (نامبرده در) زیر · بدین قرار · بعد · بعد از · بعدی · تبعیت · تعقیب · دیگر · طرفداران · مابعد · مریدان · مسابقه · هم سو · هم مسیر · همراه · هواخواهان · هواداران · پس از · پیرو · پیروان · پیروی
-
انجام دادن · به نتیجه رساندن · تعقیب کردن، تعقیب عملیات، دنبال کردن، پیگیری نظام ، · تکميل کردن · پی گیری کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن