ترجمه "forehead" به فارسی
پیشانی, پيشانی, جبین بهترین ترجمه های "forehead" به فارسی هستند.
forehead
noun
دستور زبان
(anatomy) The part of the face above the eyebrows and below the hairline. [..]
-
پیشانی
nounpart of face above eyebrows [..]
Grigory rubbed his forehead with his palm and made no reply.
گری گوری کف دست خود را بر پیشانی کشید و پاسخی نداد.
-
پيشانی
-
جبین
-
ترجمه های کمتر
- ناصیه
- pišāni
- جلوگاه
- سرچکاد
- سگرمه
- (شعر قدیم) جلو هرچیز
- استخوان پیشانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forehead " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "forehead"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن