ترجمه "forerun" به فارسی

ابداع کردن, جلو بودن, جلودار بودن بهترین ترجمه های "forerun" به فارسی هستند.

forerun verb دستور زبان

to run in front [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابداع کردن

  • جلو بودن

  • جلودار بودن

  • ترجمه های کمتر

    • عقیم گذاشتن
    • پیش از دیگری (یا دیگران) بودن
    • پیش دستی کردن
    • پیش رسیدن
    • پیش کسوت بودن
    • پیشگام بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forerun " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "forerun" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه