ترجمه "forgo" به فارسی
(از سرتعارف و غیره) گذشتن, (انتقام و غیره) نگرفتن, (در اصل) جلو زدن از بهترین ترجمه های "forgo" به فارسی هستند.
forgo
verb
دستور زبان
To let pass. [..]
-
(از سرتعارف و غیره) گذشتن
-
(انتقام و غیره) نگرفتن
-
(در اصل) جلو زدن از
-
ترجمه های کمتر
- (در اصل) نادیده انگاشتن
- استفاده نکردن (از)
- جریمه دادن
- سبقت گرفتن بر
- صرف نظر کردن
- قصور کردن
- پیش بودن
- پیش بینی کردن
- کوتاهی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forgo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن