ترجمه "forgiving" به فارسی
بخشنده, باگذشت, بخشاینده بهترین ترجمه های "forgiving" به فارسی هستند.
forgiving
adjective
noun
verb
دستور زبان
Inclined to forgive. [..]
-
بخشنده
adjectiveHe's kind and sympathetic and imaginative and forgiving and understanding and He has a sense of humour.
خدای من مهربان، دلسئز، خلاق، بخشنده، فهمیده و شوخ طبع است.
-
باگذشت
and I was pleased with my role of the trusted friend bringing back the errant husband to his forgiving wife.
و از تعهد سمت دوست معتمد که شوهر گریز پا را نزد زن باگذشت خود باز میبرد شاد شده بودم.
-
بخشاینده
he becomes loving and forgiving.
او به آدمی با محبت و بخشاینده تبدیل میشه.
-
ترجمه های کمتر
- دل رحیم
- متمایل به عفو و گذشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forgiving " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forgiving" با ترجمه به فارسی
-
(از تقصیر کسی) درگذشتن · (در اظهار ادب) ببخشید · (وام و غیره) بخشودن · آمرزیدن · اغماض کردن · بخشیدن · بخشیدن (گناه و تقصیر و غیره) · عفو کردن · معذرت می خواهم · ندیده گرفتن · وخشودن · پوزش می خواهم (می خواهیم) · گذشت کردن · گنه بخشی کردن
-
خوشه های خشم
-
وام قابل بخشش
-
آمرزش · بخشایش · بخشایندگی · بخشش · بخشندگی · تمایل به عفو و گذشت · عفو · گذشت
-
بخشش پذیر · بخشیدنی · قابل عفو
-
بخشاینده · بخشنده
-
(از تقصیر کسی) درگذشتن · (در اظهار ادب) ببخشید · (وام و غیره) بخشودن · آمرزیدن · اغماض کردن · بخشیدن · بخشیدن (گناه و تقصیر و غیره) · عفو کردن · معذرت می خواهم · ندیده گرفتن · وخشودن · پوزش می خواهم (می خواهیم) · گذشت کردن · گنه بخشی کردن
-
بخشش پذیر · بخشیدنی · قابل عفو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن