ترجمه "forgive" به فارسی
بخشیدن, آمرزیدن, عفو کردن بهترین ترجمه های "forgive" به فارسی هستند.
forgive
verb
دستور زبان
(transitive) To pardon, to waive any negative feeling or desire for punishment. [..]
-
بخشیدن
verbtransitive, to pardon
Somehow it was not so difficult to forgive him anything.
بر روی هم بخشیدن چیزی بر مارتین چندان دشوار نبود.
-
آمرزیدن
verb -
عفو کردن
And if that is so, if they dare not forgive, what becomes of harmony?
بنابراین اگر چنین است، اگر حق عفو کردن ندارند پس هماهنگی و نظام ابدی کجاست؟
-
ترجمه های کمتر
- وخشودن
- (از تقصیر کسی) درگذشتن
- (در اظهار ادب) ببخشید
- (وام و غیره) بخشودن
- اغماض کردن
- بخشیدن (گناه و تقصیر و غیره)
- معذرت می خواهم
- ندیده گرفتن
- پوزش می خواهم (می خواهیم)
- گذشت کردن
- گنه بخشی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forgive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forgive" با ترجمه به فارسی
-
باگذشت · بخشاینده · بخشنده · دل رحیم · متمایل به عفو و گذشت
-
خوشه های خشم
-
وام قابل بخشش
-
آمرزش · بخشایش · بخشایندگی · بخشش · بخشندگی · تمایل به عفو و گذشت · عفو · گذشت
-
بخشش پذیر · بخشیدنی · قابل عفو
-
بخشاینده · بخشنده
-
بخشش پذیر · بخشیدنی · قابل عفو
-
باگذشت · بخشاینده · بخشنده · دل رحیم · متمایل به عفو و گذشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن