ترجمه "forgiveness" به فارسی
بخشش, عفو, آمرزش بهترین ترجمه های "forgiveness" به فارسی هستند.
forgiveness
noun
دستور زبان
The action of forgiving. [..]
-
بخشش
nounTake it off and we'll burn it together and pray for forgiveness.
بیرونش بیار تا با هم بسوزونیمش و برای بخشش دعا کنیم.
-
عفو
nounIt is I who ask your forgiveness, and on my knees!
منم که از شما عفو میخواهم، و برای طلب عفو جلو شما زانو میزنم.
-
آمرزش
Well, then that's one thing at least you should ask forgiveness for.
خب پس ، حداقل اين يکي از چيزهايي هست که بايد به خاطرش طلب آمرزش کنيد
-
ترجمه های کمتر
- بخشایش
- بخشندگی
- گذشت
- بخشایندگی
- تمایل به عفو و گذشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forgiveness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forgiveness" با ترجمه به فارسی
-
(از تقصیر کسی) درگذشتن · (در اظهار ادب) ببخشید · (وام و غیره) بخشودن · آمرزیدن · اغماض کردن · بخشیدن · بخشیدن (گناه و تقصیر و غیره) · عفو کردن · معذرت می خواهم · ندیده گرفتن · وخشودن · پوزش می خواهم (می خواهیم) · گذشت کردن · گنه بخشی کردن
-
باگذشت · بخشاینده · بخشنده · دل رحیم · متمایل به عفو و گذشت
-
خوشه های خشم
-
وام قابل بخشش
-
بخشش پذیر · بخشیدنی · قابل عفو
-
بخشاینده · بخشنده
-
(از تقصیر کسی) درگذشتن · (در اظهار ادب) ببخشید · (وام و غیره) بخشودن · آمرزیدن · اغماض کردن · بخشیدن · بخشیدن (گناه و تقصیر و غیره) · عفو کردن · معذرت می خواهم · ندیده گرفتن · وخشودن · پوزش می خواهم (می خواهیم) · گذشت کردن · گنه بخشی کردن
-
بخشش پذیر · بخشیدنی · قابل عفو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن