ترجمه "forwardness" به فارسی
جانفشانی, پیشرسی, جسارت بهترین ترجمه های "forwardness" به فارسی هستند.
forwardness
noun
دستور زبان
The quality of being forward. [..]
-
جانفشانی
noun -
پیشرسی
-
جسارت
l dont mean to be forward
، قصد جسارت ندارم
-
ترجمه های کمتر
- گستاخی
- اشتیاق
- عجله
- شتاب زدگی
- پیش افتادگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forwardness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forwardness" با ترجمه به فارسی
-
ادغام از این به بعد، ادغام عمودی به پایین
-
پیش خرید، خرید سلف
-
صورت های مالی آینده، پیش درآمد پیش بینی صورت های مالی
-
نرخ سلف ارز
-
(خرید و فروش) پیش خرید · (سیاسی و اجتماعی) پیشرو · (فوتبال و بسکت بال و غیره) بازیکن جلو · (نامه و کالا و غیره) فرستادن · (هوش و عقل) پیشرفته · taraabaar · آتی، سلف، جلو انداختن، رساندن، فرستادن · آشکار · آینده گرای · ارسال داشتن · بسوی جلو · به جلو · به سوی آینده · به پیش · بی حیا · ترقی دادن 1 · جسور · جلو · جلوی · حاضر و آماده · خواستار · خواهان · خودجاکن · در آینده · در مدنظر · زودرس · سلف · فرا · فرستادن · فوروارد 0 · مترقی · مشتاق · مقدم · مهاجم · هدایت · پررو · پیش · پیش بردن · پیش رس · پیشرفته · پیشگام · پیشین
-
خرید سلف، پیش خرید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن