ترجمه "foss" به فارسی
خندق, نهر, کنده بهترین ترجمه های "foss" به فارسی هستند.
foss
noun
دستور زبان
Alternative spelling of fosse. [..]
-
خندق
nounThere was a road paved with white stone running on the outer brink of the fosse.
جادهای وجود داشت با سنگ فرش سفید که از حاشیه بیرونی خندق پیش میرفت.
-
نهر
noun -
کنده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foss " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Foss
proper
A surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Foss" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Foss در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
FOSS
Acronym
Free and Open Source Software
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"FOSS" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای FOSS در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "foss" با ترجمه به فارسی
-
خندق · خندق (کندک) · سنگر · چال · چاله (به ویژه برای پدافند) · گودی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن