ترجمه "fossick" به فارسی

جستجو کردن, وارسی کردن, کاویدن (مثلا برای یافتن کان طلا) بهترین ترجمه های "fossick" به فارسی هستند.

fossick verb دستور زبان

(UK) To ferret out; to elicit information. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جستجو کردن

    verb
  • وارسی کردن

  • کاویدن (مثلا برای یافتن کان طلا)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fossick " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fossick" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه