ترجمه "fossilization" به فارسی
تحجر, تحجیر, تبدیل به سنگواره بهترین ترجمه های "fossilization" به فارسی هستند.
fossilization
noun
دستور زبان
The process of converting, or of being converted, into a fossil. [..]
-
تحجر
-
تحجیر
-
تبدیل به سنگواره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fossilization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fossilization" با ترجمه به فارسی
-
دیرینشناسی · سنگوارهها
-
(زمین شناسی) سنگواره ی نمایه (فسیل وابسته به دورانی کوتاه که در یافتن قدمت لایه های زمین شناسی به عنوان سنجه به کارمی رود)
-
نیروگاه سوخت فسیلی
-
ایچنیا
-
(در اصل) هر سنگ یا ماده ی کانی استخراج شده · آدم قدیمی مسلک · آدم متحجر · ارتجاعی · بازگشت گرای · سنگواره · سنگواره ای · سنگواره ساز · سنگواره سان · عهد دقیانوسی · فسیل · فسیلی · قدیمی · هرچیز سنگ شده · کانی · کهن · کهنه اندیش · کهنه پرست
-
مواد نفتی · نفت · نفت خام
-
گونههای انتقالی
-
سوخت سنگوارهای · سوخت های سنگواره ای · سوخت های کانی (به ویژه زغال سنگ و نفت)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن