ترجمه "fossil" به فارسی
فسیل, سنگواره, فسیلی بهترین ترجمه های "fossil" به فارسی هستند.
The mineralized remains of an animal or plant. [..]
-
فسیل
nounanything extremely old, extinct, or outdated [..]
You find any fossils, the government may take them away.
شما هر فسیل پیدا ، دولت ممکن است آنها را دور کنند.
-
سنگواره
nounpaleontology: any preserved evidence of ancient life [..]
that while in the earlier geological strata there are found the fossils of monsters now almost completely extinct;
که در ضمن که در طبقات ارضی زمانهای پیشتر سنگواره هایی از غولها یافته میشوند که اکنون تقریبا به کلی از میان رفتهاند
-
فسیلی
It was very clear that he thought he had sold the fossil at the time.
LT بسیار روشن بود که او فکر او فسیلی در زمان فروخته بود.
-
ترجمه های کمتر
- قدیمی
- ارتجاعی
- کانی
- کهن
- (در اصل) هر سنگ یا ماده ی کانی استخراج شده
- آدم قدیمی مسلک
- آدم متحجر
- بازگشت گرای
- سنگواره ای
- سنگواره ساز
- سنگواره سان
- عهد دقیانوسی
- هرچیز سنگ شده
- کهنه اندیش
- کهنه پرست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fossil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Fossil" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fossil در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "fossil"
عباراتی شبیه به "fossil" با ترجمه به فارسی
-
دیرینشناسی · سنگوارهها
-
(زمین شناسی) سنگواره ی نمایه (فسیل وابسته به دورانی کوتاه که در یافتن قدمت لایه های زمین شناسی به عنوان سنجه به کارمی رود)
-
تبدیل به سنگواره · تحجر · تحجیر
-
نیروگاه سوخت فسیلی
-
ایچنیا
-
مواد نفتی · نفت · نفت خام
-
گونههای انتقالی
-
سوخت سنگوارهای · سوخت های سنگواره ای · سوخت های کانی (به ویژه زغال سنگ و نفت)