ترجمه "fosterage" به فارسی

پسرخواندگی, ترویج, تغذیه بهترین ترجمه های "fosterage" به فارسی هستند.

fosterage noun دستور زبان

An act of fostering another's child as if it were your own. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پسرخواندگی

  • ترویج

  • تغذیه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تربیت
    • پرورش
    • غذا
    • دختر خواندگی
    • رضاعی بودن
    • رواج دهی
    • رواج یابی
    • پرورش (پسرخوانده یا دخترخوانده را)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fosterage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fosterage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه