ترجمه "founderous" به فارسی
گیرانداز, (راه و غیره) پر دست انداز و گل (foundrous هم می گویند), دست و پا گیر بهترین ترجمه های "founderous" به فارسی هستند.
founderous
adjective
دستور زبان
Difficult to travel; likely to trip one up.
-
گیرانداز
-
(راه و غیره) پر دست انداز و گل (foundrous هم می گویند)
-
دست و پا گیر
-
وامانده گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " founderous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "founderous" با ترجمه به فارسی
-
حروف ریز · متصدی ساختن حروف چاپی
-
سهام موسس
-
(دامداری) بیمار شدن به خاطر پرخوری · (کشتی و قایق) پر از آب شدن (مثلا در توفان) · (گدازش و قالب ریزی فلز و شیشه) ریخته گر · با شکست مواجه شدن · بانی · برپا کننده · بنیادگذار · بنیانگذار · تازه کار · ریختارگر · زمین خوردن · سکندری خوردن · غرق شدن یا کردن · لنگان لنگان رفتن (به ویژه در مورد اسب) · لنگیدن · موسس · موفق نشدن · نقش بر آب شدن · هستی بخش · واماندن · پی افکن · پی ریز · گیر کردن (مثلا در برف یا گل)
-
سهام موسسی
-
اثر بنیانگذار
-
(دامداری) بیمار شدن به خاطر پرخوری · (کشتی و قایق) پر از آب شدن (مثلا در توفان) · (گدازش و قالب ریزی فلز و شیشه) ریخته گر · با شکست مواجه شدن · بانی · برپا کننده · بنیادگذار · بنیانگذار · تازه کار · ریختارگر · زمین خوردن · سکندری خوردن · غرق شدن یا کردن · لنگان لنگان رفتن (به ویژه در مورد اسب) · لنگیدن · موسس · موفق نشدن · نقش بر آب شدن · هستی بخش · واماندن · پی افکن · پی ریز · گیر کردن (مثلا در برف یا گل)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن