ترجمه "foundry" به فارسی

ریخته گری, ریختارگاه, ریختارگری بهترین ترجمه های "foundry" به فارسی هستند.

foundry noun دستور زبان

A facility that melts metals in special furnaces and pours the molten metal into molds to make products. Foundries are usually specified according to the type of metal dealt with, as iron foundry, brass foundry, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریخته گری

    noun

    but befriended through some prop deals, was the manager of a local foundry.

    ولی از طریق معامله یه سری سازه دوست بودیم، مدیر یک ریخته گری محلی بود.

  • ریختارگاه

  • ریختارگری

  • ترجمه های کمتر

    • (فلزکاری و شیشه سازی)
    • شیشه گرخانه
    • کارخانه ذوب فلز
    • کارگاه (ریخته گری یا شیشه گری)
    • گداز و قالب ریزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foundry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Foundry
+ اضافه کردن

"Foundry" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Foundry در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "foundry" با ترجمه به فارسی

  • کارگاه حروف ریزی
  • کارخانه ذوب آهن
  • (چاپ) نمونه ی غلطگیری شده (که متن یا کلیشه ی نهایی را از آن می سازند)
اضافه کردن

ترجمه های "foundry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه