ترجمه "fracted" به فارسی
منکسر, شکسته بهترین ترجمه های "fracted" به فارسی هستند.
fracted
adjective
دستور زبان
Having a part displaced, as if broken; said of an ordinary.
-
منکسر
-
شکسته
particle
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fracted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن