ترجمه "fractional" به فارسی

کسری, بسیارکوچک, شکنشی بهترین ترجمه های "fractional" به فارسی هستند.

fractional adjective noun دستور زبان

Pertaining to a fraction. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کسری

    The fraction of those that get the third replicator.

    کسری از آنها که سومین بازتولیدگر را به دست میآورند.

  • بسیارکوچک

  • شکنشی

  • ترجمه های کمتر

    • ناچیز
    • (ریاضی) برخه ای
    • (شیمی - وابسته به روش های گوناگون جداسازی مواد یک آمیزه از راه بهره گیری از درجه ی حل پذیری یا غلیان و غیره ی آنها)شکنشی
    • (وابسته به قطعات کوچک جدا شده از هر چیز) تکه تکه
    • بی ارزش
    • ریزه ای
    • ریزه ریزه
    • شکنه ای
    • پاره سان
    • پاره گونه
    • کم اهمیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fractional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fractional" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fractional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه