ترجمه "fraction" به فارسی

کسر, ذره, بخش بهترین ترجمه های "fraction" به فارسی هستند.

fraction verb noun دستور زبان

To divide or break into fractions. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کسر

    noun

    arithmetic: ratio of integers [..]

    And fractions presented no difficulties to her at all.

    حیرتش وقتی به منتها درجه رسید که فهمید اسکار لت کسر و اعشار را به خوبی میداند.

  • ذره

    adjective noun adverb

    not by inches, but by fractions of hairbreadths, to beguile me with the spectre of a hope through eighteen years!'

    هیجده سال تمام پیوسته مرا در بیم و امید نگه داشته و ذره ذره جانم را ستانده است!

  • بخش

    verb noun

    But it's really a tiny fraction of the size of an atomic nucleus.

    ولي اين يك بخش خيلي كوچك، اندازه هسته يك اتم هست.

  • ترجمه های کمتر

    • شکنش
    • عددکسری
    • شکستن
    • تکه
    • خرده
    • (تکه یا بخشی که از چیزی کنده یا جدا شده باشد) پاره
    • (در عشای ربانی) ریزه کردن نان (و دادن هر قطعه به یکی از حضار)
    • (ریاضی) برخه
    • (شیمی - ذره یا ریزه ای که در اثر تبلور یا تقطیر و غیره به وجود می آید) شکنه
    • بخش قسمت
    • ترک خوردگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fraction " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fraction
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کسر – اعشار

عباراتی شبیه به "fraction" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fraction" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه