ترجمه "framing" به فارسی

زیرسازی, ساختار, سازه بهترین ترجمه های "framing" به فارسی هستند.

framing verb noun

Present participle of frame. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیرسازی

  • ساختار

  • سازه

  • ترجمه های کمتر

    • طرز قرارگیری در قاب یا چارچوب
    • قاب
    • قاب سازی
    • قاب گیری
    • پاپوش سازی
    • پرونده سازی
    • پیکربندی
    • چارچوب
    • چارچوب بندی
    • کالب بندی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " framing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "framing" با ترجمه به فارسی

  • سرما دورکن (محفظه ی جعبه مانندی که روی گیاه قرار می دهند تا از سرما مصون باشد) · قاب سرد
  • قرارداد تعیین کننده چارچوب
  • (معماری) خانه ای که چهارچوب اصلی آن به شکل A است (و شیروانی آن شیب تند دارد)
  • چهار چوب مفهومی- چهار چوب نظری
  • تکنیکی در اچتیامال است که صفحه نمایش را به چندین بخش تقسیم میکند.
اضافه کردن

ترجمه های "framing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه