ترجمه "frater" به فارسی

دیرنشین, برادر, (قدیمی - در صومعه) اتاق نهارخوری بهترین ترجمه های "frater" به فارسی هستند.

frater noun دستور زبان

A monk. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیرنشین

  • برادر

    noun masculine
  • (قدیمی - در صومعه) اتاق نهارخوری

  • ترجمه های کمتر

    • (قدیمی) راهب
    • اتاق (سالن) غذاخوری
    • اخوی (به ویژه در باشگاه های خصوصی دانشجویی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frater " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "frater" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه