ترجمه "freakish" به فارسی
غریب, عجیب, برفکی بهترین ترجمه های "freakish" به فارسی هستند.
freakish
adjective
دستور زبان
strange, unusual, abnormal or bizarre [..]
-
غریب
adjectiveHe used to have sudden fits of a freakish and terrible humor.
گاه میل ناگهانی به شوخی و متلکهای غریب و ترسناک در او بروز میکرد.
-
عجیب
adjectiveAll my memories are being twisted into these freakish nightmares.
تمام خاطراتم به این کابوسای عجیب تبدیل شدن.
-
برفکی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- فلسی
- ناروال
- استثنایی
- غیرعادی
- بیگانه وار
- خارق العاده
- عجیب و غریب
- هوسباز (انه)
- پوسته پوسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " freakish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "freakish" با ترجمه به فارسی
-
بوالهوسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن