ترجمه "freshman" به فارسی

مبتدی, (امریکا) دانشجوی سال اول (دانشگاه), تازه وارد بهترین ترجمه های "freshman" به فارسی هستند.

freshman noun adjective دستور زبان

(US) A person of either sex entering the first year of an institution, especially a university or legislative body. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مبتدی

    noun
  • (امریکا) دانشجوی سال اول (دانشگاه)

  • تازه وارد

    noun

    Okay, freshman, I think I can take it from here.

    خب ، تازه وارد ، فکر کنم بتونم من ادامه بدم به جات.

  • ترجمه های کمتر

    • جدید الورود
    • دانش آموز کلاس نهم (که در امریکا سال اول دبیرستان است) (در انگلیس می گویند: fresher)
    • دانشجوی سال اول
    • وابسته به سال اول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " freshman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "freshman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه