ترجمه "fridge" به فارسی

یخچال, يخچال, سردخانه بهترین ترجمه های "fridge" به فارسی هستند.

fridge verb noun دستور زبان

(archaic) To rub, chafe. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یخچال

    noun

    A household appliance used for keeping food fresh by refrigeration

    Please feel free to have anything in the fridge.

    لطفا تعارف نکن ، راحت باش و هر چی که میخوای از یخچال بردار و بخور.

  • يخچال

    And there's not a single empty milk carton in the fridge.

    يه دونه قوطي خالي شير هم توي يخچال نيست.

  • سردخانه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (عامیانه - بیشتر درانگلیس) یخچال (برقی)
    • یخچال برقی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fridge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fridge"

اضافه کردن

ترجمه های "fridge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه