ترجمه "fried" به فارسی
(امریکا- خودمانی) مست ترجمه "fried" به فارسی است.
fried
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of fry. [..]
-
(امریکا- خودمانی) مست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fried " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fried" با ترجمه به فارسی
-
(اغلب با F کوچک) سیب زمینی سرخ کرده (به صورت باریکه باریکه) · سیبزمینی سرخ کرده · سیبزمینی سرخکرده
-
نیمرو
-
مرغ سوخاری
-
سیبزمینی با پنیر
-
قارچ سوخاری
-
سیب زمینی سرخ کرده
-
چاهان
-
جمعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن