ترجمه "fried egg" به فارسی

نیمرو ترجمه "fried egg" به فارسی است.

fried egg noun دستور زبان

An egg that has been shallow-fried on one or both sides, often in butter, with an unbroken yolk. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیمرو

    fresh hen's egg fried whole with minimal accompaniment

    Then he asked for fried eggs on roast More coffee, and strawberry jam.

    بعد نیمرو و نان برشته خواست با یک فنجان دیگر قهوه و مربای توت فرنگی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fried egg " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fried egg"

اضافه کردن

ترجمه های "fried egg" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه