ترجمه "frisson" به فارسی
هیجان, ارتعاش, رعشه بهترین ترجمه های "frisson" به فارسی هستند.
frisson
noun
دستور زبان
A sudden surge of excitement. [..]
-
هیجان
nounEve felt a small frisson of satisfaction. What did she say?
لرزشی خفیف ناشی از هیجان و رضایت به ای و دست داد: او چی گفت؟
-
ارتعاش
noun -
رعشه
noun
-
ترجمه های کمتر
- لرز
- لرزه
- صدا
- (فرانسه) لرزه (از شدت ترس یا هیجان یا لذت)
- حس خارش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frisson " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن