ترجمه "frisking" به فارسی

تفتیش وجستجو ترجمه "frisking" به فارسی است.

frisking noun verb دستور زبان

Present participle of frisk. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تفتیش وجستجو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frisking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "frisking" با ترجمه به فارسی

  • (از روی خوشی) جنباندن · (خودمانی) جستجوی بدنی کردن · (مهجور) سر زنده · با شادی تکان دادن · بازرسی بدنی کردن · بازیگوشی · تفتیش وجستجو · جست و خیز · جست و خیز کردن · رقاصی کردن · سر حال · شاد و خرم · ورجه وورجه
اضافه کردن

ترجمه های "frisking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه