ترجمه "frond" به فارسی

فلاخن, (برگ باریک) پر برگ, (برگ نخل) برگ شمشیری بهترین ترجمه های "frond" به فارسی هستند.

frond noun دستور زبان

(botany) The leaf of a fern, especially a compound leaf. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلاخن

    noun
  • (برگ باریک) پر برگ

  • (برگ نخل) برگ شمشیری

  • ترجمه های کمتر

    • (شاخه یا عضو برگ مانند گلسنگ ها وجلبک ها و غیره) برگشاخه
    • برگ (به ویژه برگ سرخس)
    • برگ ساقه
    • تیغ برگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frond " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "frond"

اضافه کردن

ترجمه های "frond" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه