ترجمه "frons" به فارسی

پیشانه, (انسان و جانوران و به ویژه حشرات) پیشانی بهترین ترجمه های "frons" به فارسی هستند.

frons noun

In vertebrates, especially mammals, the forehead; the part of the cranium between the orbits and the vertex. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشانه

  • (انسان و جانوران و به ویژه حشرات) پیشانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frons " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "frons"

اضافه کردن

ترجمه های "frons" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه